سيد جلال الدين آشتيانى

568

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

يا بسبب امر خارجى است از قبيل آيات و معجزات ؛ و يا آنكه در نفس جهتى وجود دارد كه به مجرد برخورد بحقايق ، اطمينان وجدانى به حقانيت حقايق پيدا مىنمايد ؛ و يا آنكه بنحو تفصيل ، ايمان بحقايق از قبيل مبدا و معاد و ما بينهما من الحسنات و آثارى كه مترتب بر اعمال مىشود و از لوازم اعمال است دارد . اين ايمان ، موجب عبوديت و اتيان باعمال صالحه مىشود . اگر عقل ايمانى مدرك حقايق ، در نفس اثر بگذارد و نفس اعمال صالحه و حسنات از خود نشان دهد ، و طورى منور شود كه قلبى نورانى از نتيجهء علم بحقايق و اتيان باعمال براى او حاصل شود ، بواسطهء آن قلب بمقام : « و ان لم تكن تراه فانه يراك » « 1 » مىرسد . در اين موطن ، عابد خود و اعمال و مدركات باطنى و نيات قلبى خود را حاضر نزد مبدا مىبيند و حق را شاهد بر خود و اعمال خود مىداند . بطن سوم : مرتبهء روح انسان است . در اين موطن ، سالك اطمينان بحضور حق دارد ، و مقام اين مرتبهء ، مقام : « فاعبد ربك كأنك تراه » است . « 2 » و لسان اين مرتبه در قرآن كريم : « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ، آمِنُوا . . . » مىباشد . فرق بين قلب و روح آنست كه استحضار عقايد و نورانى شدن نفس بنور عبادت موجب التفات سالك بحضور اشياء نزد حق مىشود و حقايق را محاضر و مشهودات و مطويات بيمين

--> ( 1 ) . حديثى عامه و خاصه از حضرت رسول بدين مضمون نقل كرده‌اند : جبرئيل از حضرت سؤال مىنمايد : « ما الاحسان » ؟ حضرت گفته است : « ان تعبد اللّه كانك تراه فان لم تكن تراه فانه يراك » . اين حديث را مسلم در صحاح نقل كرده است . سؤال از ايمان و اسلام و احسان مىشود ، ذيل روايت مرتبهء اسلام و صدر آن كه : « ان تعبد اللّه كانك تراه » مرتبهء احسان را بيان مىنمايد ، كه ما در مطاوى همين مطلب آن را بيان خواهيم نمود ، ان‌شاءالله تعالى » . ( 2 ) . از براى روح باعتبار تعين در لوح محفوظ و عالم ارواح ملكوتى ، بطن سوم است . اين مقام اختصاص بخواص دارد ، يعنى باب آن مفتوح از براى خواص است . لسان مرتبهء آن جواب زيد بن حارثه است . شيخ در فكوك آن را اواسط مراتب احسان دانسته است ، چون آخر مرتبهء احسان ، مشاهدهء بدون « كان » است . لسان آن قول قطب الاقطاب خاتم‌الاوليا على بن ابى طالب « عليه السلام » است كه فرمود : « لم اعبد ربا لم اره » ، و همچنين لسان آن قول خواجهء كائنات است : « جعلت قرة عينى في الصلاة » و « كنت سمعه و بصره » است كه آخر مراتب احسان و اول مراتب ولايت است .